تبليغاتX
دوستت دارم ای عشق
.:::عاشق باش و عاشق بمون:::.

زان پيـش كـه در وا كـني از حلقه عشق

من حلقه به گوشت شدم اي ساقي عشق

تلخ مي گــذرم از شــب انــــدوه و خــيال

تا صـبح كــه مسـتم كـني از تلخي عشق

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 2:45  توسط عشق سرکش  | 

میخواستم هدیه ای برایت بفرستم و با خود گفتم زیباترین چیز ها را می خوام

گل گفت مرا بفرست که مظهر زیبایی ام

سرو گفت مرا بفرست که مظهر پاکی و صفایم

ناگهان قلبم با صدای دلنوازی گفت مرا بفرست که مظهر عشق و حقیقتم

و من هم این چنین کردم قلبی را که بر روی آن نوشته شده بود

میخواستم هدیه ای برایت بفرستم و با خود گفتم زیباترین چیز ها را می خوام

گل گفت مرا بفرست که مظهر زیبایی ام

سرو گفت مرا بفرست که مظهر پاکی و صفایم

ناگهان قلبم با صدای دلنوازی گفت مرا بفرست که مظهر عشق و حقیقتم

و من هم این چنین کردم قلبی را که بر روی آن نوشته شده بود

TinyPic image

را به کسی تقدیم میکنم که از صمیم قلب دوستش دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 2:43  توسط عشق سرکش  | 

loveu

 

دوستم داشته باش - دوستم داشته باش

بادها دل تنگند، دستها بیهوده، چشمها بی رنگند

دوستم داشته باش

شهر ها میلرزند، برگها میسوزند، یادها میگندند

باز شو تا پرواز، سبز باش از آواز، آشتی کن با رنگ، عشق بازی با ساز

دوستم داشته باش

سیب ها خشکیده، یاسها پوسیده، شیر هم ترسیده

دوستم داشته باش

عطر ها در راهند، دوستت دارمها، آآآه ه ه ه، چه کوتاهند

دوستت خواهم داشت

بیشتر از باران، گرم تر از لبخند داغ چون تابستان

دوستت خواهم داشت

شاد تر خواهم شد ناب تر روشنتر بارور خواهم شد

دوستم داشته باش

برگ را باور کن، آفتابی تر شو باغ را از بحر کن

دوستم داشته باش

عطر ها در راهند، دوستت دارمها، آآآه ه ه ه، چه کوتاهند

خواب دیدم در خواب آب آبی تر بود

رز پر سوز نبود، زخم شرم آور بود

خواب دیدم در تو، رود از طب میسوخت

ماه گیسو میبافت، باغچه گل میدوخت

دوستم داشته باش

عطر ها در راهند، دوستت دارمها، آآآه ه ه ه، چه کوتاهند.

 

"شهیار قنبری"

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 2:39  توسط عشق سرکش  | 

چشم تو باز منو دیوونه کرد
برق چشات تو دلم خونه کرد
دیوونه کرد منو دستای تو
وقتی اومد موهاتو شونه کرد
برق چشات برق چشات
منو مجنون میکنه
نازنینم ناز نگات منو افسون میکنه

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 2:37  توسط عشق سرکش  | 

ميخوام که وقتی خوابی کنار تو بشينم

اگه يه وقت خوابم برد باز تو خواب تو رو ببينم

عطر نفس های تو به تنم بپيچه

کاش بدونی که زندگی بی تو هيچه

ميخوام تن قشنگت رو تو بغلم بگيرم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 2:32  توسط عشق سرکش  | 

عاشق عاشقی- من سحر نمیدانم...

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 2:31  توسط عشق سرکش  | 

من و اون عاشق هم مال همیم...

 

                                            من و اون دیوونه و یاره همیم...

 

من و اون خسته ازاین دورنگی ها...

 

                                           من و اون دنبال همراه واسه ی تنهایی ها....

 

من و اون عاشق و عشق هم شدیم...

 

                                           من و اون مشعل راه هم شدیم...

 

من و اون به پای هم بودیم و هستیم ای خدا...

 

                                           نیاری روزی که تو بخوای بشیم از هم جدا...

 

اره ما یاره همیم مال همیم ای عاشقا...

 

                                          پای عشقاتون بمونین واسه خاطرخدا...

 

خدا عشقو دوست داره اون عشق پاک و دوست داره...

 

                                         خدا هم یه عاشقه اون عاشقا رو دوست داره...

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 2:28  توسط عشق سرکش  | 

يك شب رو بدون تو بگذرونم

 

اگر كه قرار باشه بدون تو زندگي كنم

چه جور زندگي خواهد بود

                                               اوه، الان

 

                                                        تو رو در بازوانم مي خواهم

 

                                                       تو دنيا و قلب و روح مني

 

                                                        اگر تو بري

 

                                                       تو همه چيز من رو خواهي برد

                                                       تمام چيزهاي خوب زندگي من

 اوه ، بدون تو

 

 عزيزم من نمي دونم چيكار كنم

 

من بدون تو گم ميشم

 

اگر يه روزي بري

 همه چيز من رو خواهي برد

                                                  حالا به من بگو

 

                                                          مي خواهم بدونم

                                                         بدون تو چطور تنفس كنم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 2:22  توسط عشق سرکش  | 

به جای ((اولا د)) بگویید:تسلی دل و آزار جان

به جای ((پراید))بگویید :ژیان تحت ویندوز

به جای((توالت)) بگویید:زور خانه انفرادی

به جای((خواب)) بگویید:عیش بی نوایان

به جای ((دکمه)) بگویید:بستنی

به جای((دماغ)) بگویید:نفس کش

به جای((دیسکت)) بگویید:عشق تو جیبی

به جای((سزارین)) بگویید:فنی زاده

به جای((سیم خاردار)) بگویید:دیوار تابستانی
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 3:28  توسط عشق سرکش  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 3:15  توسط عشق سرکش  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 3:14  توسط عشق سرکش  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 3:11  توسط عشق سرکش  | 

بیچاره دختر.....


اگه خوشکل باشن می گن عجب جگریه


اگه زشت باشن می گن کی اینو میگیره


اگه تپل باشن میگن چه گوشتیه


اگه لاغر باشن میگن چه مردنیه


اگه مودب حرف بزنن میگن چه لفظ قلم حرف میزنه


اگه رک و راست باشن میگن چه بی حیاست


اگه یه خرده فکر کنن میگن چقدر ناز میکنه


اگه سریع جواب بدن میگن منتظر بود


اگه تند راه برن می گن داره میره سر قرار


اگه اروم راه برن میگن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده


اگه با تلفن کارتی زنگ بزنه میگن زنگ زده به دوست پسرش

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 3:7  توسط عشق سرکش  | 

عشـق یعنـی هـمون سـلام اول

عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب

عشق یعنی انفجار احساسات

عشق یعنی کم کردن فاصله ها

عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم

عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن

عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه

عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی

عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 3:5  توسط عشق سرکش  | 

دوست داشتن از عشق برتر است... عشق جوششی يك جانبه است.

 به معشوق نمی انديشد كه كيست؟

 اما دوست داشتن در روشنايی ريشه می بندد و در زير نور، سبز می شود و رشد می كند و از اين رو است كه همواره پس از آشنايی پديد می آيد...

 عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن.

 عشق بينايي را می گيرد و دوست داشتن می دهد.

عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن.

 عشق غذا خوردن يک گرسنه است و دوست داشتن "همزبانی در سرزمين بيگانه يافتن"

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 3:3  توسط عشق سرکش  | 

جاده نفس نفس زنون داره به اخر می رسه

باز دل بی قرار من داره به باور می رسه

غصه نخور دل منم مثه دل تو بی کسه

اما خدا که می تونه به داد ماها برسه

مسافرا پیاده شن اخر با هم بودنه

پیاده شن که نوبت از غم دل سرودنه

تا مقصد دلواپسی فقط غم و زجر کشیدیم

یادت میاد غصه ها روبه قیمت جون خریدیم

سفر پرنده بود و ما رفتنش و نفهمیدیم

تا اومدیم خبر بشیم دیدیم به اخر رسیدیم

چمدونا رو بردارین این ایستگاه اخرشه

همسفره هر عاشقی چشمای خیس و ترشه

تا ته غصه اومدیم رد شدیم از دلواپسی

یادم میاد گفتی بهم دیگه به من نمی رسی

تنهایی به جاده بزن خدا کنارت می مونه

هر جا بریبا تو میاد درد دلت رو می دونه

ما دوتا داهمون جداس من این طرف تو اون طرف

از این به بعد تنها می رم تنهای تنها بی هدف

تنهایی به جاده بزن ببین منم تنها میرم

من با دلم میخوام برم من با دلم مسافرم

از این به بعد تنها میرم منو غبار بی کسی

بیخودی دنبالم نیا دیگه به من نمی رسی 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:40  توسط عشق سرکش  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:26  توسط عشق سرکش  | 

 

بشنو از نی چون حکایت می کند ...

اگر مردی می شناسی


که بیش از من تو را دوست می دارد


او را به من نشان بده


 
تا به او تبریک بگویم.


و پس از آن ، او را بکشم.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:22  توسط عشق سرکش  | 

تقصیر دلم چیست گر روی تو زیباست
 
 
                                 جاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست
 
 
     من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم
 
 
                                افسوس که یک لحظه تماشای  تو رویاست
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:18  توسط عشق سرکش  | 

ساده نبود گذشتن از تو برام  

ساده نبود کوچ تو با زجه هام

ساده نبود قصه بی تو بودن

ساده نبود هق هق شب گریه هام

چه ساده دل بریدی اشک منو ندیدی 

خطی رو خاطراته قشنگمون کشیدی

اما به انتظارت  برگشتنت میمونم

شب تا سحر به یادت غزل غزل میخونم

چه عاشقونه خوندم

چه بی بهونه رفتی

ناباورانه موندم

چه بی نشونه رفتی

من بی تو با تنها از تو چی مونده بر جا

جز مشتی خاطراته همرنگ خوابو رویا

اما به انتظارت  برگشتنت میمونم

   شب تا سحر به یادت غزل غزل میخونم    

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:8  توسط عشق سرکش  | 

فقط خدا ازت میخوام دست توی دستاش بزارم

   جزارزوی دیدنش هیچ ارزویی ندارم

  اون که نخواست پیشم باشی

  خودش باید صبرم بده

  خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده

  تروخدا بهش بگین صبر منم سر اومده

  خدا به من بگو چرا خوشی به من نیومده!

  بهش بگین سراغشو از کسو ناکس میگیرم

  بهش بگین اگه نیاد توانتظارش میمیرم

       بازم میگم دوست دارم

          دوست دارم...

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:7  توسط عشق سرکش  | 

برای دلیل بودنم

اگر تنهاتر از آن تک درختی

که رسته در کویری خشک و بی آب

اگر از وحشت و تنهایی و درد

نمی آید به چشم خسته ات خواب

اگر در این جهان پر هیاهو

تو را حتی به سر یک سایبان نیست

به هر خاری نبند امید٬ زیرا

کسی را جز خدای مهربان نیست

 آرزو عاشق تو...

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:5  توسط عشق سرکش  | 

گفتم : اين روزها دل خيلي بهانه تو را مي گيرد٬ هواي ديدن تو را دارد.

گفت : مي دانم همه چيز بهانه ايست براي شانه به شانه در حال و هواي هم بودن . رفتن ٬ نشستن و گريه كردن .

گفتم : چرا گريه ؟ رفتن و نشستن درست . اما گريستن را نمي خواهم ... نه.

گقت : براي حرمت نگاه ناگهان ٬ براي يك دل دريا حرف نگفته ...

گفتم... و براي هرآنچه كه گفتم و گفتم و نشنيدي .

گفت : براي آنچه خواستم و بودي . خواستي و نبودم  و براي هر چه كه نمي دانم .

گفتم : در تمام اين سالها ٬ كه همه از يادش برده بودند ٬ تو تنها كسي هستي كه هستي .

گفت : در اين دل دل دلواپسي ... وقتي تو هستي انگار همه نيستند ..تو هستي...تمام ناتمام من...

... و من هر شب تمام نگرانيهايم را به تو واگذار مي كنم

به هر حال تو تمام شب بيدار هستي ....

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:3  توسط عشق سرکش  | 

گفت معشوقي به عاشق كاي فتي

تو به غربت ديده اي بس شهرها

Image hosted by TinyPic.com

پس كدامين شهر از آنها خوشتر است

گفت آن شهري كه در وي دلبر است

Image hosted by TinyPic.com

هركجا باشد شه ما را بساط

 

هست صحرا گر بود سم الخياط

Image hosted by TinyPic.com

هركجا كه يوسفي باشد چو ماه

 

جنت است ار چه كه باشد قعر چاه

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:2  توسط عشق سرکش  | 

قصه نيستم

 

که بگويي

 

نغمه نيستم

 

 که بخواني

 

صدا نيستم

 

که بشنوي

 

يا چيزي چنان که ببيني

 

يا چيزي چنان که بداني

 

من درد مشترکم

 

مرا فرياد کن

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:0  توسط عشق سرکش  | 

باتشکر از دوست خوبم محمد

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:0  توسط عشق سرکش  | 

یادتون باشه که همیشه عزیزانمون را در بهترین زمان فراموش نکنیم !

http://ufile.info/up/files/8y0dg21jk2ymnwuv1ocw.jpg

مردی در مقابل گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.

وقتی از گل فروشی خارج شد دختری را دید که روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه می کرد . مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید :دختر خوب ، چرا گریه می کنی ؟

دختر در حالی که گریه می کرد گفت: می خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی فقط 75 سنت دارم در حالی که گل رز 2 دلار می شود/ مرد لبخندی زد و گفت:با من بیا ، من برای تو یک شاخه گل رز قشنگ می خرم .

وقتی از گل فروشی خارج می شدند مرد به دختر گفت: مادرت کجاست ؟ می خوای برسونمت ؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت : آنجا و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد .

مرد او را به قبرستان برد و دختر روی قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.

مرد دلش گرفت ، طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.

یادت نره یک مادری دارید که همیشه با شما بوده و هست.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 1:58  توسط عشق سرکش  | 

سال ها عشق را

 

زيباترين و شيرين ترين

 

لحظات زندگي مي دانستم

 

به خودم مي گفتم

 

عشاق هميشه خوشحالند

 

فكر مي كردم عشق يعني

 

ع علاقه به تو

 

ش شوق ديدار تو

 

ق قلب تكامل يافته

 

اما حالا مي فهمم

 

ع عزيزم رفت

 

ش شب هاي بي تو

 

ق قلب شكسته

 

آري

 

اين است الفباي عشق

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 1:57  توسط عشق سرکش  | 

صدایم کن از بارش بید مجنون

دل روشنی دارم ای عشق

صدایم کن از هر کجا می توانی

صدا کن مرا از صدفهای سرشار باران

صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن

صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو

بگو پشت پرواز مرغان عاشق

چه رازیست؟

بگو با کدامین نفس

می توان تا کبوتر سفر کرد؟

بگو با کدامین افق

می توان تا شقایق خطر کرد؟

مرا می شناسی تو ای عشق

من از آشنایان احساس آبم

و همسایه ام مهربانیست

و توفان یک گل

مرا زیر و رو کرد

پرم از عبور پرستو

صدای صنوبر

سلام سپیدار

پرم از شکیب و شکوه درختان

و در من طپشهای قلب علف

 ریشه دارد

دل من ، گره گیر چشم نجیب گیاهست

صدای نفسهای سبزینه را می شناسم

و نجوای شبنم

مرا می برد تا افقهای باز بشارت

مرا می شناسی تو ای عشق

که در من گره خورده احساس رویش

گره خورده ام من به پرهای پرواز

گره خورده ام من به معنای فردا

گره خورده ام من به آن راز روشن

که می آید از سمت سبز عدالت

دل تشنه ای دارم ای عشق

صدایم کن از بارش بید مجنون

صدایم کن از ذهن زاینده ابر

مرا زنده کن زیر آوار باران

مرا زنده کن در نفسهای بار آور برگ

مرا خنده کن بر لبانی

که شب را نگفتند

مرا آشنا کن به گلهای شوقی

که این سو شکستند وآن سو شکفتند

دل نورسی دارم ای عشق

مرا پل بزن تا نسیم نوازش

مرا پل بزن تا تکاپوی خورشید

مرا پل بزن تا ظهور جوانه

مرا پل بزن تا سحر

تا سبد های بارآور باغ

دل عاشقی دارم ای عشق

صدایم کن از صبر سجاده شب

صدایم کن از سمت بیداری کوه

صدایم کن از اوج یک شیهه

بر قله صبح

صدایم کن از صبح یک مرد

بر مرکب نور

صدایم کن از نور یک فتح

بر شانه شهر

ترا می شناسم من ای عشق

شبی عطر گام تو در کوچه پیچید

من از شعر پیراهنی بر تنم بود

به دستم چراغ دلم را گرفتم

و در کوچه عطر عبور تو پر بود

و در کوچه باران چه یکریز و سرشار

گرفتم به سر چتر باران

کسی در نگاهم نفس زد

و سرتاسر شب

پر از جستجوی تو بودم

و سرتاسر روز

پر از جستجوی تو هستم

صدایم کن ای عشق

صدایم کن از پشت این جستجوی همیشه

دل روشنی دارم ای عشق .....

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 1:50  توسط عشق سرکش  | 

مينويسم بر پرده دل اگر عاشقي عشق را باور کن

 بر آستان قلبت بنويس عاشقم تا وقتي زنده ام تاج عشقت

 را بر سر بگذاربا کلامي ساده فرياد بزن دوستت دارم

 دوستت دارم نگاهت را از عشقت بر نداردستت را از

دستش جدا مکن برايش بمان برايش بميرحالا که ميدانم تو هم

عاشقي آفرين به تو آفرين به تو توكه با من تا آخر

 حکايت آمديآفرين به تو که وفادارحکايت عشقي

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 1:48  توسط عشق سرکش  | 

 درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان

 غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو!

 کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و

 کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ

 بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 1:45  توسط عشق سرکش  | 

 

تا همیشه در قلبم یاد تو برایم خاطــــــره باشد

 

می نویسم که همیشه در خاطــــــراتم زنده باشی

 

با اینکه فراموش شده ام بازم هم به یادت می نویسم

 

تا دلـــــــــــــم  به ایـــن نوشـــته ها امــیـــدوار باشد

 

دســـتــــهایم از نوشتـــن هیچوقت خسته نمی شوند تا

 

زمانیکه برگردی فــقــط یک بار بگویی دوستت دارم

 

 آن روز فقط برای یه لحظه فکر میکنم که تمام دنیا را

 

 دوباره به من دادند می نویسم به یاد روزهایی که برایم

 

هر روزش،سالها و هر ماهش،قرنها بود می نویسم به یاد

 

 آن روز هایی که قلبم هزاران بار شکست ولی هچوقت

 

نذاشت که تو شکستن آن را بفهمی می نویسم برای تو

 

تا بهت بفهمانم که دوست داشتن یعنی چه ولی افسوس

 

فکر نکنم که تو هیچوقت معنی دوست داشتن را درک کنی

 

می نویسم ولی ..............

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 1:42  توسط عشق سرکش  | 

زندگی بازی نیست

     زندگی برگ پژمرده پاییزی نیست

       زندگی:

           بوته خشک کویر 

               ریشه پوک درخت

                    خزه خیس قنات

                         یاکلوخ لب جوی

               خس وخاشاک بیابانها نیست

 زندگی زیستن است

     حرکت پیوسته رود 

        پوشش چشمه نور

            موج سنگین دل دریاها

            رویش سبز بهار

              گل امید نگاه عاشق

           تپش قلب کبوترهادرباران است

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 1:39  توسط عشق سرکش  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 1:37  توسط عشق سرکش  | 

 

 آی دختره آی دختره آی دختره
آی دختر ابرو کمون آی دختر بالا بلند
آی دختر خوب و نجیب آی دختر گیسو کمند
آی دختر گیسو کمند

وایسا میخوام نگات کنم
هر چی دارم فدات کنم
جوونیم و پات بریزم و
قربونیه چشات کنم
قربونیه چشات کنم
آی دختره آی دختره آی دختره

هر چی بخوای همون میشم
اگه بخوای جوون میشم
باید تو مال من بشی
وگرنه نصفه جون میشم
وگرنه نصفه جون میشم
وقتی میای تو کوچه مون
غوغا میشه محله مون
همسایه ها میگن اومد
باز دختر شاه پریون
دختر شاه پریون
آی دختره آی دختره آی دختره

میخوام با رنگ اون چشات
رودخونه ها را رنگ کنم
این خونهء قدیمی رو
بخاطرت قشنگ کنم
میخوام خدا اسم ما را تو آسمونا حک کنه
میخوام خدا به این من ویرونه دل کمک کنه
هر چی بخوای همون میشم
اگه بخوای جوون میشم
باید تو مال من بشی
وگرنه نصفه جون میشم
وگرنه نصفه جون میشم
وقتی میای تو کوچه مون
غوغا میشه محله مون
همسایه ها میگن اومد
باز دختر شاه پریون
دختر شاه پریون
آی دختره آی دختره آی دختره

آی دختره آی دختره آی دختره
آی دختر ابرو کمون آی دختر بالا بلند
آی دختر خوب و نجیب آی دختر گیسو کمند
آی دختر گیسو کمند

وایسا میخوام نگات کنم
هر چی دارم فدات کنم
جوونیم و پات بریزم و
قربونیه چشات کنم
قربونیه چشات کنم
آی دختره آی دختره آی دختره

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 1:36  توسط عشق سرکش  | 



        








+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 1:34  توسط عشق سرکش  | 

ریاضی: بازی با مرگ

 

نمره 10: میخواهم زنده بمانم

 

نماینده کلاس: پلیس جوان

 

 رئیس آموزش پرورش: پدرسالار

 

کیف: محموله مهم
امتحان فیزیک: ملاقات با مرگ
روزی که معلم نمی یاید: ماجراهای باورنکردنی
مدرسه دولتی: بینوایان

 

معلم پرورشی: مهر پدری
بابای مدرسه: مردی از جنس بلور
روزهای تعطیل: روز فرشته
شاگرد اول: لوک خوش شانس
دانش آموز مردودی: بر باد رفته
کلاس خصوصی: جیب برها به بهشت نمی روند
مدرسه ی غیرانتفاعی: به خاطره یه مشت دلار
سالن امتحان: پایگاه جهنمی
نمره بیست: پرنده کوچک خوشبختی
زنگ هنر: رنگ خدا
زنگ ورزش: دختری با کفش های کتانی
برنامه ی صبحگاهی: خواب و بیدار
زنگ خونه: دیوانه ای از قفس پرید
گروه سرود: آواز قو
دفتر مدرسه: سگ کشی
آب خوری مدرسه: عطش
مشاور مدرسه: با من بمان
معاون و مدیر:قرمز
در دفتر مدرسه: خط قرمز
زنگ تفریح: پر پرواز
کلاس زبان: کیف انگلیسی
کتابخانه: در پناه تو
زنگ ریاضی: عشق + 2

نظر یادتون نره

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 1:32  توسط عشق سرکش  |