نشد یه قصری بسازم
پنجره هاش آبی باشه
من باشم و اون باشه و
یک شب مهتابی باشه
مریم حیدرزاده![]()
می خوام از تو بنویسم
قلمم نمی نویسه
کاغذ نامه ی دیشب
هنوز از اسم تو خیسه
وقتی از تو می نوشتیم
خونه هامون برکت داشت
ثابته میگن ستاره
با تو انگار حرکت داشت
اسم تو وقتی می اومد
دریاها وایساده بودن
کهکشونا واسه تعظیم
پیش تو آماده بودن
یکی بود دوتا شدیم
و بقیه هنوز نبودن
عمر عاشقی سر اومد
چقد آدما حسودن
من نوشتم از دنیا
اون نوشته بی رحمه
من نوشتم از قسمت
اون نوشته سرگرم
من نوشتم از دردم
از شبای بی خوابی
اون نوشته از عشق
و لحظه های بی تابی
من نوشتم از تقدیر
خیلی وقته مایوسم
اون نوشته اشکاتو
دونه دونه می بوسم
آبی: گوشه گیر
سیاه: مشکوک
قرمز: گرم
صورتی: عاشق
سبز: دوست داشتنی
ارغوانی: زیبا
قهوه ای: سرد
نارنجی: باهوش
خاکستری:وراج
طرف مقابلت چه رنگییه؟{عشقت}![]()
جواب سلام را با علیک بده ،
جواب تشکر را با تواضع،
جواب کینه را با گذشت،
جواب بی مهری را با محبت،
جواب ترس را با جرأت،
جواب دروغ را با راستی،
جواب دشمنی را با دوستی،
جواب زشتی را به زیبایی،
جواب توهم را به روشنی،
جواب خشم را به صبوری،
جواب سرد را به گرمی،
جواب نامردی را با مردانگی،
جواب همدلی را با رازداری،
جواب پشتکار را با تشویق،
جواب اعتماد را بی ریا،
جواب بی تفاوت را با التفات،
جواب یکرنگی را با اطمینان،
جواب مسئولیت را با وجدان،
جواب حسادت را با اغماض،
جواب خواهش را بی غرور،
جواب دورنگی را با خلوص،
جواب بی ادب را با سکوت،
جواب نگاه مهربان را با لبخند،
جواب لبخند را با خنده،
جواب دلمرده را با امید،
جواب منتظر را با نوید،
جواب گناه را با بخشش،
و جواب عشق چیست جز عشق؟
با تشکر از دوست خوبم بهنام
یاد حرفای قشنگت که تو قلبم لونه میکرد....
یاد دلتنگی چشمات که منو بهونه میکرد......
میزنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم.......![]()
کجا بودی وقتی
برات شکستم
یخ زده بود
شاخه گلم تو دستم
کجا بودی وقتی
غریبی و درد
داشت من تنهارو
دیوونه می کرد
کجا بودی وقتی
که از پنجره
می پرسیدم این
چندمین عابره؟
کجا بودی وقتی
تورو می خواستم
که دستات آروم
بشین تو دستم
کجا بودی وقتی
که گریه کردم
از تو به آسمون
گلایه کردم
کجا بودی وقتی
کنار عکسات
شبا نشستم به
هوای چشمات
کجا بودی تو
لحظه ی نیازم
وقتی می خواستم
دنیامو بسازم
کجا بودی ببینی
من میسوزم
عین چشات
سیاه رنگ روزم

به انتهای غربت ترانه ام نگاه کن
به بغض غم گرفته بهانه ام نگاه کن
و رود پر سخاوت و زلال اشک من
و جای خالی ات به شانه ام نگاه کن
به جیب های حوصله سهمی نگاه خوب
سهم مرا ازاین زمانه ام نگاه کن !
تو از شباهت خودت به آسمان نگو
به طرح بی ستاره شبانه ام نگاه کن
و گاه پرسه می زنی نگاه کوچه را
به پنجره به خلوت یگانه ام نگاه کن
و قلب آتشین من چگونه آب میشود
به حجم پرسوخته پروانه ام نگاه کن
این واژه های کاغذی تبعید می شود
به انتهای غربت ترانه ام نگاه کن ...


به احترام باورم، دقیقه ای سکوت کن
به یاد حرف آخرم دقیقه ای سکوت کن
و آسمان ستاره را به واژه ها گره بزن
شبیه بغض دفترم دقیقه ای سکوت کن
طواف میکند غزل ،ضریح چشمهای تو
وچاره سازشد حرم دقیقه ای سکوت کن
قرار شد که فاصله مرا به شاعری برد
قبول کن که شاعرم دقیقه ای سکوت کن
و قاب میکنم شبی نگاه خیس کوچه را
که نیستی برابرم دقیقه ای سکوت کن
وجنس خرده شیشه راکه چشم من بلدنبود
ببین چگونه از برم دقیقه ای سکوت کن
و من که غرق میشدم دراعتماد شیشه ای
در آیینه شناورم دقیقه ای سکوت کن
قفس به اسم آسمان ، تمام حرفهای تو
وگیج شد کبوترم دقیقه ای سکوت کن
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تودید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
وتورفتی وهنوز
سال ها هست که در گوش من آرام ، آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
ومن اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا ؟
خانه ی کوچک ما سیب نداشت.
هر چه كردم نشوم از تو جدا بدتر شد
از دل ما نرود مهرو وفا بدتر شد
مثلاً خواستم اين بار موقر باشم
و به جاي تو بگويم شما بدتر شد
اين متانت به دل سنگ تو تأثير نكرد
بلكه بر عكس فقط رابطه ها بدتر شد
آسمان وقت قرار من و تو ابري بود
تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد
چاره دارو و دوا نيست كه حال بد من
بي تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد
روي فرش دل من جوهري از عشق تو ريخت
خواستم پاك كنم عشق تو را بدتر شد

وقتي واقعيت ها , آدم را فريب بدهند چه کار مي شود کرد ؟ روزگاريست که حقيقت هم لباسي از دروغ بر تن کرده است و راست راست توي خيابان راه مي رود عشق نشسته است کنار خيابان , کلاهي کشيده بر سر و دارد گدايي مي کند در قالب دخترکي زيبا , گلهاي رز زرد مي فروشد
سايه ام عاشق سايه ات شده مي خواستم ببينم آيا مي توانيم همــــــــــسايه شويم؟
بازم استاد اومده سرکلاس همه سایلنت میکنندهرچی موبایل چون گیر میده الان
چند تا ماژیک تو دستش و یکیش قرمز ولی نمی خواهد بهمون باهاش حال بده
همه متوجه میشند و تریپ متفکر چون تو مخشون هنوز یه چیزایی هستش
بچه مثبت میشم من جلو استاد از اون بچه های خوبی که استاد میشه فداش
بهش فاز میدم فکر کنه تمریناش همه حل شده براش
ازش می پرسم چند تا سوال از درس بعدی تا جو بگیردش و حال کنه باهاش
به خیالش منم یه پسر مودب ببو لبخند میزنه و میگه موفق باشی
وقتی رفت نشست تا نبینه جلوشو بچه ها میگن بازی رو شروع کن
موبایلا در میاد و بلوتوثا روشنه همش
استاد استاد برام منفی نزن
داره یه بویایی میاد همه درگیرن نه اینگار جلسه حل تمرین نه
گیر دادن به ما تفریحه نه مخصوصآ وقتی فازش منفیه نه
رفتی تو مخم با اون اخمش استاد
وای دوباره مخم پای تخته وایساد
تکون نخور از جات
باشه باشه استاد مگه چیکار کردم بخدا تمریناتم که کامل حل کردم
اره جون عمت
باید حتمآ یه اتو بگیره تا بشه سرگرم
فوری میگه پاک کن پاک کن تا قاطی نکردم منم پاک کردم هاها هاهاهاها من تمرین و قبلآ تو یه ورق حل کردم
ترم اخر بهت میگم من چند چندم
می خای بشم دلقک تا همه بچه ها بهم بخندن سوژم کنی که چرا خودم حل نکردم
بدون اونقدر باهوشم که دود ازکلت بزنه بیرون و وگ وگ کنی چو اردک
افه زرنگی برام نیا احمق تق تق میزنی رو میز همه ببرخن از دم
وای تمرین بعدی مجبورم در رم
داره یه بویایی میاد همه درگیرن نه اینگار جلسه حل تمرین نه
گیر دادن به ما تفریحه نه مخصوصآ وقتی فازش منفیه نه
نیگاه نکن به استاد
چرا؟
استاد بدجوری داره بهت میکنه نیگا
داشتی باز وراجی میکردی
نه
داشتی با موبایلت بازی میکردی
وای یه کلیپ میدیدم یکی دیگه هم داره برام میاد
حول نشو اروم خاموشش کن و بزارش زمین جلومون بچه ها قد بلندن شاید هنوز ندیده باشه
نه!
پس بزار رو صندلیت سریع دستت رو بزار روش اینگار دیده سگ خورد
نه! نه من این کلیپو دیدم نه تو
حاظرم تو گور باشم ببینم تا ته شو
زود باش بابا داره میاد اینجا نکنه میخای بری بیرون
نه چون ما میخوایم پولدار بشیم با حسابداری
تا تو خیابون راه بریم با تویوتا کمری
داره یه بویایی میاد همه درگیرن نه اینگار جلسه حل تمرین نه
گیر دادن به ما تفریحه نه مخصوصآ وقتی فازش منفیه نه
با تشکر از فریده خانم
* من عاشق رفت و آمد و معاشرت با دوستای تو هستم . ![]()
ایشااله خدا خودتو و دوستاتو یهو از رو زمین ور داره من از شرتون راحت شم . ![]()
* من تو رو همين جوري که هستي دوستت دارم . ![]()
مرده شور ببرنت ایکبیری . با اون شیکم گندت . کله ی کچلت . با اون ریش و سبیل سیخ سیخیت همه صورتمو زخم و زیلی کردی . اه اه اه خاک بر سرت با اون بوی گند جورابات . گــــــــــــــوه . ![]()
* خسته نیستم جم و جور کردن خونه را دوست دارم . ![]()
فک کردی کلفت اوردی ؟ حالیت می کنم . وقتی یه سوزن رفت توو پشتت اونوقت مثه چــــــــی می مونی خونه رو مرتب می کنی . ![]()
* من عاشق خانواده تو هستم . ![]()
چی می شد اگه 11 سپتامبر اون اتفاقه لعنتی برا خونواده ی تو می افتاد ؟ ![]()
* من عاشق فوتبال هستم . ![]()
ای گور به گور شه اونی که فوتبال رو اختراع کرد !!! ![]()
* از اينکه مي گي چاقم اصلا دلخور نمي شم . ![]()
الهی اون چشای کورت دراد که مامانت به اون چاقی رو نمیبینی که از بس چاقه از در گاراژ رد نمیشه![]()
* حق با تو هست . ![]()
بزار شب بشه آدمت می کنم . ![]()
* برام مهم نيست که به زناي ديگه نیگا کني . ![]()
تو فقط به یکی نیگا کن تا با تخم چشات یه آشی واست بپزم یه وجب روغن روش باشه . ![]()
* فراموش کاری زنان . ![]()
فک کرده کاراش یادم رفته . خبر نداره از همه ی کاراش مدرک جمع کردم یه سری هم کپی گرفتم با امضای همه ی اهالی محل . ![]()
معنی عاشقانه های شوهر به زن :
* اصلا چاق نيستي . ![]()
ای کارد بزنه اون شیکمت رو . هر چی میارم خونه مثه جارو برقی می کشه بالا. موقعه ی غذا خوردنم که میشه می گه من رژیمم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ![]()
* من از ديدن زناي زيبا توي فيلم لذت نمي برم . ![]()
![]()
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاخخخخخخخخخخخخخخخ خدا چی آفریدی ؟ ![]()
* دربارش بعدا" صحبت مي کنيم . ![]()
مغزم ترکید . چقد حرف می زنه . مثه وروره ی جادو می مونه لامصب . ![]()
* تو منو ياد جنيفر لوپز مي ندازي . ![]()
آره ارواحه عمت . تو زنی ، جنیفر هم زنه . مرده شوره این بخت منو ببره . ![]()
* من عاشق دست پخت تو ام . ![]()
ای بمیری زن با این دست پختت . بدنم خشکید بسکه اسهال گرفتم . ![]()
* من به زناي ديگه فک نمي کنم . ![]()
![]()
آخه خدا جون این همه زنه خوشگل آفریدی چی می شد همشون ماله من بودن ؟ ![]()
* من چيزي ندارم که بخوام از تو پنهون کنم . ![]()
مگه چیزیم مونده که تو ازش خبر نداشته باشی خانم مارپل ؟ ![]()
نامههای من به تو ،
بَرتَر از خودِ مایند !
چرا که نور
بَرتَر از فانوس است ،
شعر ،
بَرتَر از کتاب
وَ بوسه بَرتَر از لَبهاست !
نامههای من به تو ،
بَرتَر از خودِ مایند
این نامهها
اَسنادی هستند که دیگران
زیباییِ تو وُ عشقِ مَرا
در آنها خواهند یافت !

باز هم صدای جیرجیرکها
باز هم نوای خوش وگها
ستاره ها باز به من نگاه میکنند
و گویی ماه حرف تازه ای دارد
....
جیرجیرک ها هم به خواب رفتند
سمفونی قورباغه ها به پایان رسید
ولی صدای رود به گوش میرسد
....
ای ماه با من حرف بزن
ای ستاره ها به حرف دلم گوش کنید
ای شب هیچ گاه به سمت روز نرو
دوستت دارم ای شب
تو محرم راز منی
اشکهایم در دل تو جاری است
گویی ستارگان قطرات اشک من است
ای شب تو همدم تنهایی منی
تنها همدم...............
آه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به یاد تو شبها آسمان را مینگرم


سلام ای غروب غریبانۀ دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصۀ عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغه بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دل های خسته
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمۀ واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه!

ای دوست
دلت همیشه زندان منست
آتشکده عشق توازآن منست
آن روز که لحظه وداع من وتوست
آن شوم ترین لحظه پایان منست
عاشقی راشرط اول ناله وفریاد نیست
تاکسی ازجان شیرین نگذردفرهادنیست
عاشقی مقدور هرعیاش نیست
غم کشیدن صنعت نقاش نیست
چقدر سخته که بغض داشته باشی، اما نخوای کسی بفهمه... چقدر سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی... چقدر سخته که روز تولدت، همه بهت تبریک بگن، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای...
وقتی کسی که دلت رو اسیر کرده جواب نگاه عاشقانه تو رو ند... .
چقدر سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی، بعد بفهمی دوست نداره...
چقدر سخته وقتی تو زندان عاشقی گرفتار شدی و ازت پرسیدن جرمت چیه؟؟؟ بگی : عشق ...
چقدر سخته ه... چقدر سخته وقتی عاشق کسی باشی که از عشق چیزی نمی دونه
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی : گل من، باغچه نو مبارک.
چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده، زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز هم دوستش داری.
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیز به جز سلام نتونی بگی...
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه، دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز هم دوسش داری ... .
تو بگو
گاه که دل می لرزد
از سرماست
توبگو
اشک چرا می جوشد؟
چشمه اش دریاست
وسبب تبخیر است؟
تو بگو سنگ شدن کار یک تسخیر است؟
وشکستن؟!!!!!!
چیست بگو! من خودم می گویم وقتی از عشق دلت می لرزد
وقتی از لحظه ی دوری تو در رنجی
قصه ات غمگین است
دل تو می شکند
شاید از حسرت بودن با او
ودلت می خواهد اما نیست
یا که هست ودرکی نیست..؟


جور یک بی احتیاطی
این قصاص یه گناهه
زندگیت هر چی که بوده
بعد این شوم و سیاهه
بعد این کرکس مرگو
بالای سرت می بینی
زنده ای اما می پوسی
چشم به راه مرگ می شینی
بعد این خود خزونی
آرزوت می شه بمونی
جوونیت رفته به باد و
حالا قدرشو میدونی
ذره ذره پا می گیره
توی رگ هات توی خونت
مرگ خاوموشی می شینه
زیر پوست و استخوونت
تا که از غصه میمیری
یا تو انتقام می پوسی
آخرش یه روزی با اشک
پنجه ی مرگو می بوسی
همه دور و بری هات
باز میشن ازت فراری
آرزو به دل میمونی
حسرت یه دست یاری
این یه هشداره عزیزم
نذار دیگرون بسوزن
تو نذار اوناهم مثل تو
به سیاهی چشم بدوزن
تو باید چشم امیدو
به خدا فقط بدوزی
شایدم علاج این درد
قسمتت بشه یه روزی
بعد این خود خزونی
آرزوت می شه بمونی
جوونیت رفته به باد و
حالا قدرشو میدونی
جور یک بی احتیاطی
این قصاص یه گناهه
زندگیت هر چی که بوده
بعد این شوم و سیاهه
اونی که خورشید من و به ابر بارونی سپرد
رفت و از اون غم کوچه ها لاشه پاییز و نبرد
رو آسمون طرحی کشید که سایه روشنی نداشت
از این شبی که ساخته بود توقع ستاره داشت
ار قاب خیس پنجره عکس غروب و پاره کرد
تموم احساس منو مصلوب این ترانه کرد
رو بوم خاطرات من پاییز و نقاشی کشید
دفتر من پر شد از حسرت شعرای سپید
حرفی نمونده تو دلم اشکی نمونده تو چشام
یخ زده واژه هام تو شرجی ترانه هام
دوباره با یک قطره اشک از گریه پرده میکشم
شعله خورشید و می خوام تا شب و آتیش بکشم.
یک شب من پرده از رازت بگیرم
تو در چشمان من یک سیب سرخی
خدا قسمت کند گازت بگیرم
دوستی های خیابانی و بعد از اون ازدواج های بدون تفکر و فقط از روی عشق و علاقه ظاهری باعث میشه که بعد از این نوع ازدواج ، کارها به شناختن همدیگه و فهمیدن اینکه اونا واسه هم سا خته نشدن و اظهارات عشق و علاقه ظاهری بوده و بعد کار به دعوا و طلاق کشیده میشه. البته این رو باید گفت که همش اینطور نیست و میشه گقت هر توی هر 5 ازدواج به این صورت یکی شون به خوبی و خوشی سروسامون پیدا میکنه.
اما ازدواج در کل یکسری قواعد و قوانین و تدارکات داره ، درسته که عشقو علاقه مکمل آغاز زندگی بین دو نفر هست. اما ازدواج پول میخواد ، خونه میخواد ، تفاهم میخواد ، بودجه میخواد ، در ضمن آدم باید یک کاری داشته باشه ( که سر جمع پسر بخواد اینها رو جمع کنه فکر کنم باید توی سن 35 سالگی اقدام به ازدواج کنه ).
پول درسته که برای آدم خوشبختی نمی یاره ، اما همین پول که باید جوابگوی توقعات خانمها باشه ( تا جلوی چشم و هم چشمی خانواده کم نیارن) و همین پول که به زندگی خوشیو شادی می بخشه.
درسته که خونه واسه آغاز زندگی زیاد مهم نیست ، اما آدم برای زندگی زیر یه سقف باید یه خونه داشته باشه که زیر سقفش زندگی رو آغاز کنه.( تازه واسه خانمها فقط عشق و علاقه مهمه با یه آپارتمان ) مگه اینکه خانم بیاد خونه مادر شوهر ( وای وای وای... ) یا اینکه آقا بشه دوماد سر خونه که اینا بحثشون جداست.
ولی واسه ازدواج تفاهم حتماً مهمه و باید دو نفر همدیگر رو درک کنن و باید وجه مشترکهای زیادی داشته باشن تا بتونن با خوبی و خوشی زندگی رو آغاز و سپری کنن. پس از این یکی مورد نمیشه به راحتی گذشت و نمیشه منکرش شد.
اما ازدواج نیاز به بودجه داره تا بتوان لوازم ضروری زندگی رو محیا کرد تا زندگی راحتی داشت. البته این موضوع بستگی به وضع زندگی دو طرف داره که خانواده دو طرف مایه دار باشن و لوازم زندگی اونا رو براشون تهیه کنن و یا اینکه زن و مرد خونه پدر مادرشون زندگی کنن. ولی خانواده هایی هستن که وضع مالی خوبی ندارن و پسر باید بودجه داشته باشه که وسایل زندگی رو تهیه کنه که در کل میشه گفت اینا زیاد مهم نیست و خدا بزرگه.
ولی برای آغاز و ادامه زندگی پسر ( مرد ) باید کاری داشته باشه تا بتونه از پس مشکلات زندگی و مخارج اون بر بیاد ، که در غیر این صورت زندگی با مشکل مواجه میشه و زندگی هم واسه مرد و هم واسه زن سخت میشه.
حالا در کل درسته که پسر دختر همدیگه رو میخوان ، ولی برای آغاز زندگی کافی نیست و برای آغاز باید شرایط لازم رو محیا کرد.
عشق یعنی : علاقه شدید قلبی
زندگی یعنی : زحمت ، نوباوری ، داشتن امید ، گاهی گرفتاری ، یه خونه , یه کم پول , یه کار, یه زندگی سالم.
پس بهتره که با فکر و مشورت ، زندگی رو آغاز کنین و فقط با عشق و علاقه در دوستی های خیابونی زندگی رو آغاز نکنین که کم پیش میاد آخر عاقبت خوبی داشته باشه.
البته این رو بگم که هرگز ناامید نشین و امید به زندگی داشته باشید و میشه شرایط رو عوض کرد. به اونی که اون بالاست توکل کنین ، چون خیلی بزرگه.
بوی باران بلبلان را تشنه ی آواز کرد
بازهم پاييز عاشق مهر خود ابراز کرد
يک نظر بر آسمان و يک نظر بر ميله ها
پر گشود و بی اراده در قفس پرواز کرد
راز دلتنگی دريا را نمی داند کسی
غرق شد هر کس که فکر ديدن اين راز کرد
چشم می بندد به روی خاطرات عشقمان
آن که با چشمان خود اين عشق را آغاز کرد
آه! در شطرنج عشق و صفحه ی خاکستری
شاه عاشق خويش را قربانی سرباز کرد
بعد عمری نامه ای از او به دست من رسيد
باز زخم کهنه ی دلدادگی سر باز کرد...
خواستم اندکی ز ابر, اشک بياورم، نشد
قطره ی آب قسمت لاله ی پرپرم نشد
قصه ی خوب عشقمان، زود به انتها رسيد
آن همه شور عشق يک صفحه دفترم نشد
پر نکشيد از قفس، آه! که رنگ آسمان
مرهم زخم کهنه ی بال کبوترم نشد
گفت تمام دفتر خاطره را ورق بزن
آمدم از تداعی خاطره بگذرم، نشد
گفتم از اين زمين پژمرده رها نمی شوی
گفت پرنده می شوم، حيف که باورم نشد
کودک زندگی مرا چيد و به دست باد داد
حيف که خاک باغچه، خانه ی آخرم نشد...

نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر
تو بود![]()
زيباترين سخني را كه شنيدم سكوت دوست داشتني تو بود![]()
زيباترين احساسم گفتن دوست داشتن تو بود![]()
زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار تو بود![]()
زيباترين لحظه ي زندگيم لحظه ي با تو بودن بود![]()
زيباترين هديه ي عمرم محبت تو بود![]()
زيباترين گريه ام گريه براي تو بود![]()
و زيباترين اعتراضم عشق تو بود![]()
![]()
![]()
یادت باشه تو برای دنیا یه نفری ولی می تونی برای یه نفر یه دنیا باشی
عشق عـشـق عـشـق عـشـق عــشـق عشق
عشـق عشق عـشـق عشق عشق عــشـق عـــشــق عــشـق عـشق
عشق عـشق عـشـق عـشق عشق عشق عـشق عشق عـشق عـشق عشق عشق
عشق عـشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عـشق عشق عـشق عـشق عـشق عـشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عـشق عشق عـشـق عـشـق عـشـق عـشـق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عـشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عـشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عـشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عـشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عـشق عـشق عـشـق عـشـق عـشق عـشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عـشق عـشق عـشق عـشق عـشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عـشـق عـشق عـشق عـشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عـشق عـشق عــشق عـشـق عـشق عـشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عـشـق عـشـق عـشـق عـشـق عـشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشق عـشق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عشـق عشق عشق عشق عشق
عشق عشق عـشـق عـشق عشق عشق
عشق عـشـق عـشق عشق عشق
عشق عـشـق عـشـق عشق
عشـق عــشــق عـشق
عــشــق عــشــق
عشق عشق
عـــشــق
عشق
بگذار عظمت عشق را درك نكنی: زیرا آنقدر عظیم است كه تو را نابود خواهد كرد.
بگذار خانه ی عشقت خالی از وجود باشد: زیرا اگر عشقی در آن منزل كند به ویرانه های آن هم رحم نخواهد كرد.
اما اگر عاشق شدی: سعی كن تنها یك نفر را دوست داشته باشی
عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود.
عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند.
عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود.
عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است.
عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد.
عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است.
عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود.
عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه.
عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد.
عشق........
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معني را مي رساند ولي معني آن گفتني نيست.

ترسم که اشگ در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهربعالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود و لیک بخون جگر شود
خواهم شدن بمیکده گریان و داد خواه
کز دست غم خلاص من آنجا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کرده ام روان
باشد کز آن میانه یکی کار گر شود
ای جان حدیث ما بر دلدار باز گو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من
آری بیمن لطف شما خاک زر شود
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یا رب مبادا آنکه گدا معتبر شود
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی
مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
این سر کشی که کنگره کاخ وصل راست
سر ها بر آستانه ی او خاک در شود
حافظ

من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند
براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر
نداشته باشد چه کند؟
من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتراست
براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.
اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم
دوستت دارم ا...جان![]()
![]()
اگه بگم که قول می دم تا همیشه باهات باشم
اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم
اگه بگم تو آسمون عشق من فقط تویی
اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی
اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم
اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم
اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی
اگه بگم بال منی لحظه ی پرواز منی
میشی برام ماه شبای بی سحر ؟
میشی برام ستاره ی راه سفر ؟

از جاده های پر خطر این خسته را با خود ببر
بامن بخوان ای همنوا شعر سپید عاشقی
این واژه را با هرزبان تنها توئی که لایقی
من صد بیابان عاشقم دریای عشقم را ببین
ازآسمان قلب من گل های حسرت رابچین
درکوچه های عاشقی من عابری دلخسته ام
از من گذشتم با دلم چون بردلت دل بسته ام
در فصل سرد عاشقی من عابری دلخسته ام
از من گذشتم با دلم چون بردلت دل بسته ام
در فصل سرد عاشقی من گرم نپدار توام
در صف عشقت مانده ام حالا پی شعری نوام
در شب بی سامان شب با یاد تومن شاعرم
از قصه های شهر شب تنها توئی در خاطرم...
اگر دلت را شکستم به عمد نبود
دلم شکستن دلی را بلد نبود.
من فقط تورا دیده بودم تورا میخواستم.
ردیفهای شعر من لیاقت اینهمه نور نداشت.
منت گذاشتی شبی مرا به قلب پاک خویش راه دادی.
همانشب درونم نهیب زد مبادا روزی ترا بخواهم زیادی.
دل ساده من خبرنداشت نمیتوانی مال من شوی.
برایم آرزویی بود که روزی چو شمع در خانه ام روشن شوی.
توراشناخته نشناخته باورت کردم در قلبم تو را خانه دادم.
آن نهیب درونیم آن همه حرف و قول رفت از یادم.......
همدردی زمانی معنا می یابد،
که دریابی«بنی آدم اعضای یکدیگرند.»
همدردی زمانی معنا می یابد،
که ببینی تو عضوی ازهمه وهمه
عضوی از تواند.
کسی جدا نیست.
آن گاه که تصور جدایی محوگردد،
همدردی از راه می رسد
........چقدر قشنگه که حرفای قشنگ بزنیم.حرفایی که زود ازشون دل نکنیم
ما ادما چقدر زود دل می کنیم از چیزایی که واقعا قشنگن ،چیزایی که مارو
می سازن.
مثه محبت ،عاطفه،صداقت.
حیف که دنیا الوده به توهم ماست.
دلم خیلی تنگه واسه واژه های قشنگی که خیلی وقته از اینجا رفتن ...

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا
وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز
از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا
یه کیک خیلی خوش طعم با چندتا شمع روشن
یکی به نیت تو یکی از طرف من
الهی که هزار سال همین جشنو بگیریم
به خاطر وجودت به افتخار بودن ![]()

باور کن ماههاست زيباترين جملات را براي امروز کنار مي گذارم ،
امشب اما همه جملات فرار کرده اند ، همينطور بي وزن و بي هوا آمدم بگويم
.
.
.
زیبای من تولدت مبارک ![]()

(نظر یادتون نره)