تبليغاتX
دوستت دارم ای عشق
.:::عاشق باش و عاشق بمون:::.

به عاشقی ام گرمی و تب داد شقایق
آرامش مهتابی شب داد شقایق
رسوا شدم آسوده شد او فکرش و من را
یک عاشق دیوانه لقب داد شقایق

شعر : مریم حیدر زاده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 3:11  توسط عشق سرکش  | 

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک
با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک
یه قلب عاشق با یه حس بی قرار و کوچک
فقط می خواد بهت بگه تولدت مبارک

شعر: مریم حیدر زاده

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 2:20  توسط عشق سرکش  | 

یکی مهمان ناخوانده
ز هر درگاه رانده سخت وامانده
رسیده نیمه شب از راه ‚ تن خسته  ‚ غبار آلود
نهاده سر بروی سینه رنگین کوسن هایی
که من در سالهای پیش
همه شب تا سحر می دوختم با تارهای نرم ابریشم
هزاران نقش رویایی بر آنها در خیال خویش
و چون خاموش می افتاد بر هم پلکهای داغ و سنگینم
گیاهی سبز میرویید در مرداب رویاهای شیرینم
ز دشت آسمان گویی غبار نور بر می خاست
گل خورشید می آویخت بر گیسوی مشکینم
نسیم گرم دستی حلقه ای را نرم می لغزاند
در انگشت سیمینم
لبی سوزنده لبهای مرا با شوق می بوسید
و مردی می نهاد آرام با من سر بروی سینه ی خاموش
کوسنهای رنگینم
کنون مهمان ناخوانده
ز هر درگاه رانده سخت وامانده
بر آنها می فشارد دیدگان گرم خوابش را
آه من باید به خود
 هموار سازم تلخی زهر عتابش را
و مست از جامهای باده می خواند که ایا هیچ
باز در میخانه لبهای شیرینت شرابی هست
یا برای رهروی خسته
در دل این کلبه خاموش عطر آگین زیبا
جای خوابی هست ؟

شعر: فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:3  توسط عشق سرکش  | 

عیدتون مبارک

میلاد حضرت مهدی (عج) به شما تبریک می گم

 

يا اباصالح...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 5:0  توسط عشق سرکش  | 

آسمان همچو صفحه دل من
روشن از جلوه های مهتابست
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر از خوابست
خیره بر سایه های وحشی بید
می خزم در سکوت بستر خویش

باز دنبال نغمه ای دلخواه
می نهم سر بروی دفتر خویش
تن صدها ترانه میرقصد
در بلور ظریف آوایم
لذتی ناشناس و رویا رنگ
می دود همچو خون به رگهایم
آه ... گویی ز دخمه دل من
روح شبگرد مه گذر کرده
یا نسیمی در این ره متروک
دامن از عطر یاس تر کرده
بر لبم شعله های بوسه تو
میشکوفد چو لاله گرم نیاز
در خیالم ستاره ای پر نور
می درخشد میان هاله راز
ناشناسی درون سینه من
پنجه بر چنگ و رود می ساید
همره نغمه های موزونش
گوییا بوی عود می اید

آه... باور نمیکنم که مرا
با تو پیوستنی چنین باشد
نگه آن دو چشم شور افکن
سوی من گرم و دلنشین باشد
بیگمان زان جهان رویایی
زهره بر من فکنده دیده عشق
می نویسم بر وی دفتر خویش
جاودان باشی ای سپیده عشق

شعر:فروغ فرخزاد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 2:30  توسط عشق سرکش  | 

بیا با افق مهربانی کنیم
غم پونه را آسمانی کنیم
بیا تو ی نقاشی قلبمان
رز عشق را ارغوانی کنیم

شعر:مریم حیدر زاده

          

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 1:37  توسط عشق سرکش  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 4:17  توسط عشق سرکش  | 

تو مثل خواب نسیمی به رنگ اشک شقایق
تو مثل شبنم عشقی به روی پونه عاشق
تو مثل دست سپیده پر از تولد نوری
تو مثل نم باران لطیف و پک و صبوری
تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته
تو مثل سایبان امیدی برای یک دل خسته
تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم
تو مثل خنده یاسی و مثل غربت یک غم
تو مثل جذبه عشقی در انتظار رسیدن
در امتداد نوازش گلی ز عاطفه چیدن
تو مثل نغمه موجی غریب و آبی و ساده
شبیه شاخه گلی که افق به چلچله داده
تو مثل چکه مهری ز سقف سبز صداقت
تو مثل گریه شعری بروی صفحه غربت
تو مثل لذت رویا تو مثل شوق نگاهی
هزار مرتبه خورشید و صد افق پر ماهی
تو مثل لطف بهاری پر از شکوفه خواندن
تمام هستی من شد میان شعر تو ماندن
تو مثل هر چه که هستی مرا به نام صدا کن
برای این دل سرگشته وقت صبح دعا کن

شعر : مریم حیدر زاده

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 1:56  توسط عشق سرکش  | 

من ، مطيع  اوامر عشقم 

اما، سرنوشت  اوديپي ام 

با آه  و ناله اي  شرمگين/ سَر نمي رود

از آن  قماش  آدمها هم  نيستم 

كه  اين  طلاهاي  يغمايي 

تبم  را، درمان  كنند !

دَر كه  از پنجره  باز مي شود !

باران  به  بسترم  مي پاشد

باد، بي چشم  و روتر از هميشه 

چراغ ِخانه ام  به  بيداد مي كُشد !

اين  همه ، درديست  كه  اكنون ، به  هواي  صدقافله 

قافيه ي  شرط، مي بازم 

و در كمال  وقاحت 

شرطي  دوباره  مي بندم !...

شاعر : بنی مجیدی

 

 

    

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 1:49  توسط عشق سرکش  |