درآسمان آب ابر سیاه ولوله بر پا کرد رگبار اگر کهکرد شکوفان بر روی سنگفرش خیابان گلبوته های سرخ در شهر و در بسط بیابان بید سپید زردی برگش را خواهد سپرد در کف نسیان
شعر از: حمید مصدق
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 0:28  توسط عشق سرکش
|
سبو سبو می،فدای چشمت پیاله از پی،فدای چشمت همه بخارا،همه سمرقند تمامی ری،فدای چشمت قصیده لطفی،اگر ندارد غزل پیاپی،فدای چشمت هزار دفتر،هزار دیوان دو مثنوی نی،فدای چشمت دو تیسفون و دو تخت جمشید امارت کی،فدای چشمت رمه رمه دشت،شبان شبان عشق نوای هی هی،فدای چشمت به پای بسته،همه جهان را اگر کنم طی،فدای چشمت شکسته حالم،مپرس از من چقدر تا کی،فدای چشمت اگر من من،جسارتی کرد ببخش بر وی،فدای چشمت.... عزیزان من خوشحال ميشم كه شما به اين كلبة حقيرانه يك مقداري بيشتر سر بزنيد و نظر هم بدهيد من نياز به همكاري شما دوستان دارم بازم ميگم عزيزان نظر يادتون نره!!!!!!!!!!!